ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

60

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )

است تا او دنباله آيه را تلاوت فرمايد و چنين تلاوت فرمود « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً » « اى گروه گروندگان همگان به صلح درآييد » « 1 » و همين هنگام ابن ملجم بر جلو سر آن حضرت شمشير زد . ( 1 ) 20 - حسين از عبد اللّه ما را حديث كرد كه مىگفته است هارون بن ابى يحيى از گفته شيخى از مشايخ قريش براى من حديث كرد كه چون ابن ملجم على عليه السّلام را ضربت زد ، آن حضرت فرمود « فزت و رب الكعبة » سوگند به خداى كعبه رستگار شدم . « 2 » ( 2 ) 21 - حسين از عبد اللّه ما را حديث كرد كه مىگفته است عبد اللّه بن يونس بن بكير از گفته پدرش از ابى اسحاق مختار ، از ابى مطر تيمى براى من حديث كرد كه مىگفته است ، ابن ملجم هنگامى كه على را ضربت زد لبه

--> ( 1 ) . آيه‌هاى شماره 207 و 208 سوره دوّم - بقره - دردا و دريغا كه مزدوران معاويه و دين به دنيا فروختگان حديث جعل كردند كه آيه نخست در شأن ابن ملجم نازل شده است ، براى آگهى بيشتر به ص 73 ج 4 شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، مصر 1379 ق و ص 240 ج 2 جلوهء تاريخ در شرح نهج البلاغه به قلم بنده ، تهران نشر نى 1368 ش مراجعه فرماييد - م . ( 2 ) . اين حديث را ابن عساكر هم به سند خود از ابن ابى الدنيا به شماره 1424 در ص 367 ج 3 تاريخ دمشق و ابن قتيبه در ص 160 الامامة و السياسة آورده‌اند بلاذرى در ص 499 ج 2 انساب الاشراف به شماره 543 چنين روايت كرده است : مدائنى از يعقوب بن داود ثقفى از حسن بن بزيع مرا حديث كرد كه على عليه السّلام شبى كه در سپيده دمش مضروب شد چون از خانه بيرون آمد اين دو بيت را مىخواند « كمر بندهاى خود را براى مرگ استوار ساز كه مرگ ترا ديداركننده است ، و چون مرگ كنار جوى بار تو فرود آمد بىتابى مكن » « اشدد حيازيمك للموت فات الموت لاقيك * و لا تجزع من الموت اذا حلّ بواديك » و سخن پايانى او اين آيه بود فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره و من يعمل مثقال ذرة شرا يره .